جلسه چهارم درس اخلاق

جلسه چهارم درس اخلاق
دی 18, 1398
237 بازدید

جلسه چهارم درس اخلاق حضرت استاد حق جو در حوزه علمیه دهدشت برگزار شد .. مدیر محترم حوزه علمیه ولی عصر (عج)  :به ما گفتند کارهایتان را برای خدا انجام دهید. این جمله برای خدا یعنی چه؟ یعنی باید به دستور خدا و طبق قانون خدا انجام بدهیم نه به دستور دیگران و طبق رضایت دیگران. […]

جلسه چهارم درس اخلاق حضرت استاد حق جو در حوزه علمیه دهدشت برگزار شد ..

مدیر محترم حوزه علمیه ولی عصر (عج)  :به ما گفتند کارهایتان را برای خدا انجام دهید. این جمله برای خدا یعنی چه؟ یعنی باید به دستور خدا و طبق قانون خدا انجام بدهیم نه به دستور دیگران و طبق رضایت دیگران.

متن کامل درس اخلاق استاد حقجو

بحث ما درباره عوامل دل سردی و دل زدگی مردم از دین است و عومل دل سردی یا عدم اشتیاق خودمان به مسائل دینی. حال آن مقداری که بیشتر مربوط به خودمان (طلبه ها) می شود و می توانیم درستشان کنیم، گفته می شود. و گرنه عوامل خیلی زیاد هستند و ما فعلاً عوامل بیرونی را می گوییم. عوامل درونی سر جای خودش است و در آخر ان شاءالله به آن ها اشاره می کنیم. اما بخش عمده اش در حوزه است و حوزه باید همه ی عوامل بیرونی را بداند.

اما بخش عمده ای که مربوط به طلبه ها می شود عوامل درونی است نه بیرونی. سه تا از عوامل دین گریزی یا  عوامل بی رغبتی ما نسبت به مسائل دینی مطرح شد. اما می خواهیم الان عامل چهارم را بیان کنیم.

عامل چهارم دین گریزی :

ما خیال می کنیم آثار اعمالمان یعنی همان اعمالی که ما به عنوان دین انجام می دهیم،  به خدا بر میگردد نه به خود ما. یعنی اینکه ما خیال می کنیم خداوند یک احکامی را برای ما وضع کرده و بعد برای مردم نازلشان کرد تا یک نفعی نصیب خودش شود.

به همین خاطر ما خودمان را طلب کار خدا می دانیم. مثلا می گوییم برای خدا فلان کار را انجام دادیم. به همین خاطر باید فلان کار را هم خدا برای ما انجام دهد یا فلان مشکل ما را حل کند. حال که مشکل ما را حل نکرد پس معلوم می شود این حرفهایی که خدا زد دروغ است و خدایی وجود ندارد. و ما هم دیگر برای خدا نماز نمی خوانیم. روزه نمی گیریم. اصلا خدایی نیست.

یک چیزی هست که در بین مردم وجود دارد نه تنها بین مردم بلکه بین طلبه ها هم هست. و آن اینکه ما با خدا معامله می کنیم. یعنی مثل بازاری ها هستیم. نماز می خوانم ولی باید در عوض، کاری برایم بکند. توقع دارم که خداوند عوض نماز و روزه ام فلانی را که به من توهین کرد باید بیچاره کند.

این ها نشانه می دهد که ما برداشتمان از دین غلط است. ما خیال می کنیم خداوند یک سری چیزهایی نیازش هست و برای اینکه این نیازها را به دست بیاورد به ما گفت نماز بخوانید. ما باید این دیدگاه را در بین مردم و خصوصاً در بین طلبه ها از بین ببریم. که اصلا اینطور نیست که ما فکر می کنیم.

خداوند نیازی به کسی یا چیزی ندارد. مگه خداوند نیازی به چیزی دارد که با نماز خواندن ما حل شود نه اینطوری نیست. ما نباید منت بر خدا بگذاریم بلکه خداوند باید خداوند منت بر سر ما بگذارد. مثلا وقتی مادر برای بچه خود غذا درست می کند، فرزند دو لقمه غذا می خورد بگوید برای این دو لقمه ای که خوردم باید پولش را بدهی. آخر، مادر باید منت بر سر فرزند بنهد یا فرزند منت بر سر مادر؟

ما هم در برابر خداوند همین طور هستیم. خب این چه توقع بی جایی است که ما از خداوند داریم؟ تازه این راهی که ما می خواهیم از طریق حل مشکلاتمان خدا را بشناسیم و بفهمیم کلاً غلط است. اینکه اگر مشکل ما حل شد، خدا هست؛ اگر حل نشد خدایی هم نیست کاملا اشتباه هست.

تا کی باید ما این را ادامه دهیم مگر مشکل یکی است؟ خب مشکلات زیاد است. این شیوه از اصل غلط است که ما هر وقت مشکلی داخل زندگیمان به وجود آمد و حل نشد بگوییم خدایی وجود ندارد. ما باید خدا و مشکلاتمان را از هم جدا بسازیم. «لَقَد خَلَقنا الإنسانَ فی کَبَد» ما انسان را در دریای مشکلات آفریدیم. پس نمی شود بگوییم ما خدا را می خواهیم به شرط اینکه مشکلات ما را حل کند.

به همین خاطر ما باید بدانیم و بفهمیم هر کار خیری را که انجام می دهیم، سودش برای خود ماست. نفعش مستقیما برای خودمان است. و هیچ ربطی به خدا هم ندارد و هیچ هم نصیب خدا نمی شود. همان طور که هر کار بدی را انجام دهیم حتی هر نیت بدی که داشته باشیم، آثار سوء آن نصیب خودمان می شود. هیچ اثری از اعمال بد ما به خدا بر نمی گردد.

در سوره مبارکه زلزله آیات ۷و ۸ فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّهٍ خَیْراً یَرَهُ ﴿۷﴾

وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّهٍ شَرّاً یَرَهُ ﴿۸﴾

می فرماید در دنیا نه در آخرت اثر اعمال را می بینید. بلکه در دنیا هر کس کار خیر انجام داد، نتیجه اش را می بیند. هر کس کار شری انجام داد هم نتیجه اش را می بیند. از هر دو طرف همینگونه است. پس خداوند در این دنیا عوض کار خیری که انجام دادی به تو می دهد و عوض کار بدی را هم که انجام دادی نشانت می دهد. مثل اینکه وقتی آب می نوشی رفع تشنگی می کند.

به جای اینکه خدا بر ما منت بگذارد، ما منت بر سر خدا می گذاریم. همانطور که قرآن می فرماید: شما که منتی نباید بر خدا بگذارید بلکه خدا باید بر شما منت بگذارد. در سوره اسراء إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِکُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا  آیه ۷ فرمود: اگر کار خوب کردی برای خودتان است و اگر کار بد کردید باز هم برای خودتان است. برای خدا نیست.

یا در سوره جاثیه آیه ۵ مَنْ عَمِلَ صَالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَسَاءَ فَعَلَیْهَا ثُمَّ إِلَى رَبِّکُمْ تُرْجَعُونَ  هم به همین نکته اشاره کردند.

یک نکته ای که ما باید در آن دقت کنیم این است که به ما گفتند کارهایتان را برای خدا انجام دهید. این جمله برای خدا یعنی چه؟ به این معنی نیست که اگر برای خدا انجام دادیم نفعی برای خدا دارد. یعنی باید به دستور خدا و طبق قانون خدا انجام بدهیم نه به دستور دیگران و طبق رضایت دیگران. یعنی کارهایت را باید مطابق یک الگو قرار بدهی، آن الگو هم کسی است که از طرف خدا برگزیده شد. هر کس یک شیوه ای داخل زندگی انتخاب کرده، ما هم باید داخل زندگیمان یک شیوه ای را انتخاب کنیم که خدا از آن راضی باشد. پس جمله بالا یعنی ما نماز را به دستور خدا و برای نفع خودمان می خوانیم. ما هم باید معرفت خود را نسبت به خدا بالا ببریم که خود خداوند را بشناسیم. هم حرف زدنمان را با خدا اصلاح کنیم.

پس باید توقع بی جا از خدا نداشته باشیم. لذا باید نگاه ما به خدا و معصومین باید تغییر کند و دنبال معامله طلبکارانه هم نباشیم.

وقتی دیدگاه ما نسبت به دین اشتباه است نتیجه اش این است که ما باید توقع بی جا داشته باشیم. لذا باید شناخت ما نسبت به اهل بیت و خدا بالا برود. بنابراین ای طلبه ها! دیدگاه خود را نسبت به اهل بیت و خدا تغییر بدهید و افکار اشتباهی که مردم نسبت به اهل بیت و خداوند دارند را عوض کنید. و مطالعه کنید و اطلاعت خود را نسبت به آنها بالا ببرید.

پنجمین عامل:

یکی از عوامل دین گریزی که بسیار هم مهم است این است که دین فقط از دیدگاه مردها و به نفع مردها مطرح می شود. هر جا دین تفسیر و توضیح داده می شود به نفع مردهاست.  و کاری به زن ها ندارد. گویا اصلاً زن محلی از اعراب داخل دین ندارد.

بیش از نصف جمعیت جامعه را داخل جهان و از جمله کشورهای اسلامی زن ها تشکیل می دهند. نصف دیگرش که مردها هستند . نصف کارساز و تأثیر گذار را  از زیر لوای دین خارج می کنند. در بعضی از موارد ما مذهبی ها کاری می کنیم که دین زن ها را قبول ندارد. و تازه خیلی هم به زن ها توهین کردند.

در حالی که اکثر کارهای خیر توسط زنان صورت می گیرد. یا زنها مستقیماً انجام می دهند یا به یک واسطه یا دو واسطه ریشه اش به زن ها بر میگردد.

خب چرا باید تعبیر از زن بد جلوه داده شود؟ لذا واقعیت غیر از این است. زن از دیدگاه دین، یک جایگاه بسیار بالا و والایی دارد . بحث ارزش زن  از دیدگاه دین و اشکالاتی که بر او مطرح شده سر جای خودشان مطرح می شود و کار به این نداریم. ولی ما این نکته را عرض میکنیم که هیچ مکتبی به اندازه مکتب ما برای زن ارزش قائل نیست. اصلا کلید حل مشکلات ما یک زن است و آن زن حضرت زهرا(س) می باشد. مگر ایشان زن نیست؟ مگر حضرت زینب(س) زن نبود؟ مگر حضرت معصومه(س) زن نبود؟

مگر حلال مشکلات ما همین زن ها نیستند؟ هشت سال جنگ دفاع مقدسمان را با نام حضرت زهرا(س) اداره کردیم. چقدر ما امامزاده زن داریم . و مراجع تقلید ما هم و بالاترین شخصیت های دینی ما می روند خاک مزار آن خانم ها را بوسه می زنند تا به موفقیت برسند. پس زن تنها در مکتب دین ما است که ارزش زیادی دارد. آیا آن وقت میشود گفت این دین نسبت به زن بی توجهی می کند؟! یا دیدگاه بد دارد؟ داخل قم هر چقدر عالم داریم سر سفره حضرت معصومه(س) نشستند و از او حاجاتشان را می خواهند. حال با این جریان باز آیا دین بی توجه به ارزش زن است؟

زن جزء خطوط قرمز ما است. جزء شاخصه های ما است. ما اهمیت هر چیزی را می خواهیم بسنجیم با ناموس خود می سنجیم. وقتی می گوییم ملک ناموس انسان است، تفنگ ناموس انسان است. پس همین معلوم می کند که ناموس خط قرمز ما است. چطور آن وقت می شود گفت زن ارزشی ندارد؛ نه زن ارزش به خصوصی دارد که حتی دین هم از شخصیت زن با یک نوع قانونی محافظت می کند.

 

 

برچسب ها